Screenshot

افغانستان در آستانهٔ یک چرخش: جنگ روایت‌ها یا آغاز پایان طالبان؟

۰۲ قوس ۱۴۰۴

در هفته‌های اخیر سه پیام از سه منبع متفاوت بیرون شده که اگر کنار هم گذاشته شود، یک تصویر خطرناک و غیرعادی می‌سازد:

  • سارا ادامز می‌گوید کنار زدن طالبان «تصمیم قطعی» در سطح قدرت‌های جهانی است؛
  • دیپلمات‌های پاکستانی زیر لب زمزمه می‌کنند که «تغییر رژیم از شمال شروع شده»؛
  • رسانه‌های امریکایی ناگهان جبههٔ «آزادی» یاسین ضیا را پررنگ می‌کنند؛
  • و اشرف غنی نیز دوباره سرش را بلند کرده و می‌گوید حاضر است برای «ختم بحران» کار کند.

این چهار سیگنال، اگرچه از چهار جهت آمده، اما یک چیز را نشان می‌دهد:

صحنهٔ افغانستان دوباره در حال آرایش است.

اما آیا این‌ها «نشانه‌های سقوط طالبان» است؟

یا یک جنگ روانی بزرگ برای فشار بر امارت؟

یا شاید هر دو؟

بیایید قدم‌به‌قدم باز کنیم. 

۱) سارا ادامز و پیام‌های واشنگتنی: «تغییر قطعی است»

سارا ادامز هرچند مقام رسمی دولت امریکا نیست، اما یک مشکل دارد:

هیچ‌وقت بدون منبع حرف نمی‌زند.

وقتی او می‌گوید «کنار زدن طالبان تصمیم قطعی است»،

این یعنی حداقل در بخشی از ساختار ایالات متحده—

احتمالاً پنتاگون و مجتمع امنیتی—

این سناریو روی میز است.

اما «قطعی بودن» به‌معنای «فردا اتفاق افتادن» نیست.

قطعی یعنی:

گزینه باز شده و حمایت‌های منطقه‌ای در حال هماهنگ شدن است. 

۲) روایت پاکستان: «تغییر از شمال شروع شده»

این جمله خطرناک‌تر از حرف سارا ادامز است.

پاکستان هیچ‌وقت بدون هدف حرف نمی‌زند.

وقتی دیپلمات‌هایش می‌گویند «رژیم چینج از شمال آغاز شده»،

چند پیام پنهان دارد:

  1. پاکستان می‌خواهد طالبان بفهمد که شمال برای اسلام‌آباد قابل معامله است.
  2. می‌خواهد القا کند که گروه‌های تاجیک، ازبیک و نیمه‌سکولار در شمال با خارجی‌ها هماهنگ شده‌اند.
  3. می‌خواهد به غرب بگوید:
    «اگر شما بخواهید طالبان را بزنید، ما آماده‌ایم همکاری کنیم.»

اما این یعنی چه؟

یعنی پاکستان از طالبان رنجیده،

مرزش ناامن است،

هند در افغانستان فعال‌تر شده،

و اسلام‌آباد حس می‌کند طالبان دیگر ابزار قابل کنترلی نیست. 

۳) بزرگ‌نمایی ناگهانی جبههٔ یاسین ضیا در رسانه‌های امریکایی

وقتی CNN، NBC، Hill یا دیگر رسانه‌های واشنگتنی

یک گروه کوچک مقاومت را بزرگ می‌کنند،

این سه معنا دارد:

  1. امریکا می‌خواهد یک آلترناتیف بسازد.
  2. می‌خواهد طالبان را عصبی کند تا در میز مذاکره نرم شوند.
  3. یا می‌خواهد مقاومت شمال را قوی نشان دهد تا پاکستان، ترکیه، قطر یا حتی هند پول بدهند.

در سیاست امریکا هیچ چیز بی‌هدف نیست.

اگر امروز نام «یاسین ضیا» برجسته می‌شود،

هدف واقعی تقویت او نیست؛

هدف ایجاد فشار روانی و برجسته کردن شکنندگی طالبان است.

۴) چرا اشرف غنی دوباره ظاهر شد؟

غنی بدون اجازهٔ امریکا حتی سرفه هم نمی‌تواند بکند.

ظهور دوباره‌اش چند معنا دارد:

  • او در حال آزمودن فضا است که آیا هنوز جایگاهی دارد؟
  • یا امریکا می‌خواهد از حضور او برای تحریک طالبان و ایجاد «ترس از بازگشت جمهوری» استفاده کند.
  • یا شاید غرب می‌خواهد نشان دهد:
    طالبان نه‌تنها شکست نخوردند، بلکه بدیل هم دارند—حتی اگر بدیل منفور باشد.

غنی نامزد بازگشت نیست؛

غنی «نشانگر» است.

نشانگر اینکه:

هرج‌ومرج سیاسی افغانستان دوباره فعال شده است.

۵) جمع‌بندی: بازی بزرگ شروع شده، اما سقوط نزدیک نیست

طالبان فعلاً ظاهراً در قدرت هستند؛

اما زیر سطح، سه روند خطرناک شکل گرفته:

۱) شکاف داخلی طالبان از قندهار تا کابل

اختلاف میان شبکه حقانی، قندهاری‌ها و تکنوکرات‌های طالبانی

به نقطهٔ بی‌اعتمادی رسیده.

۲) خستگی منطقه از رفتار طالبان

پاکستان ناراضی

ایران مشکوک

چین ناامید

و آسیای میانه عصبی شده.

۳) بازگشت جنگ روایت‌ها از شمال

از پنجشیر گرفته تا تخار و کندز،

تحرکات تبلیغاتی بیشتر از تحرکات نظامی است—

و این یعنی «آغاز فاز نرم تغییر». 

نتیجهٔ نهایی (دقیق‌ترین جمع‌بندی):

طالبان نه امروز سقوط می‌کنند، نه فردا؛

اما چیزی که روشن است:

پایهٔ قدرت طالبان ترک خورده—و ترک‌خوردگی همیشه از ذهن آغاز می‌شود، نه از میدان.

آیا این روند به تغییر رژیم می‌رسد؟

ممکن است.

اما فعلاً جهان در مرحلهٔ آماده‌سازی زمین سیاسی است،

نه عملیات نظامی.

طالبان فعلاً در قدرت‌اند،

اما برای اولین‌بار از سال ۲۰۲۱،

قدرت‌شان «بی‌چالش» نیست.