Screenshot

جهنم را که ساختند، حالا می‌خواهند خاموشش کنند؛ سناریوی تازه آمریکا در افغانستان

۱۰ قوس ۱۴۰۴

آیا واشنگتن در حال مهندسی افکار عمومی برای بازگشت به افغانستان است؟

انتشار فهرستی از «مهاجران افغانستانی متهم به جرایم سنگین» از سوی وزارت امنیت داخلی آمریکا، در شرایطی که این کشور روزانه شاهد صدها مورد جرم داخلی است، رویدادی عادی در چارچوب اطلاع‌رسانی پلیسی نیست. این اقدام، هم‌زمان با گزارش‌های تازه نهادهای امنیتی درباره «فعال شدن دوباره هسته‌های القاعده در افغانستان»، نشان می‌دهد که موضوع فراتر از یک خبر جنایی یا امنیتی است. این دو جریان در کنار هم یک پیام روشن دارند: افغانستان دوباره به مرکز توجه امنیت ملی آمریکا بازگشته است.

چارچوب‌سازی رسانه‌ای؛ مقدمه هر مداخله

در نظام سیاسی آمریکا، افکار عمومی ستون مشروعیت هر اقدام بزرگ است. از عراق و سوریه گرفته تا افغانستانِ پس از ۲۰۰۱، همیشه یک «پیش‌زمینه اطلاعاتی» ساخته شده تا شهروندان قانع شوند خطر واقعی است.

این بار نیز همان الگو تکرار می‌شود:

  1. نمایش گزینشی خطر از سوی مهاجران افغان
  2. برجسته‌سازی تهدید القاعده در افغانستان
  3. سخنان ترامپ که افغانستان را «جهنم روی زمین» می‌خواند

این خط روایی، تصادفی نیست. این یک «روایت امنیتی-سیاسی» است که در صورت نیاز می‌تواند دخالت دوباره واشنگتن را برای مردم آمریکا قابل قبول سازد.

ترامپ و عقدۀ خروج شتاب‌زده

خروج آمریکا از افغانستان، با فروپاشی دولت پیشین طی ۱۱ روز، نه تنها شکستی استراتژیک بلکه یک ضربه حیثیتی برای واشنگتن بود.

هم ترامپ (که پایه‌گذار توافق دوحه بود) و هم بایدن (که خروج را اجرا کرد) در برابر این حادثه زیر فشار سیاسی قرار دارند.

اکنون ترامپ که دوباره در کاخ سفید است، نیاز دارد نشان دهد:

  • خروج آمریکا اشتباه نبود؛ طالبان اشتباه کردند.
  • بازگشت آمریکا – ولو محدود – برای امنیت جهانی ضروری است.

برای ساختن این گزاره، او نیازمند یک «تهدید امنیتی ملموس» است.

انتشار فهرست مجرمان افغان و داغ‌کردن موضوع القاعده دقیقاً به این نیاز پاسخ می‌دهد.

افغانستان؛ میدان جدید رقابت قدرت‌ها

افغانستان امروز یک فضای خلأ قدرت است که چهار جریان عمده برای نفوذ در آن رقابت می‌کنند:

  • چین با اهداف اقتصادی و امنیتی – نگران حضور گروه‌های ضدچینی مانند ETIM
  • ایران با رویکرد مدیریت مرز و نفوذ فرهنگی
  • پاکستان در نقش شریک سنتی طالبان
  • روسیه به دنبال دورکردن تهدید داعش از آسیای میانه

در چنین شرایطی، بازگشت آمریکا – حتی در حالت محدود و اطلاعاتی – می‌تواند توازن قدرت را بر هم بزند.

بنابراین اگر واشنگتن به‌دنبال بازگشت باشد، بر خلاف سال ۲۰۰۱، نه با عملیات گسترده، بلکه با:

  • عملیات پهپادی
  • حمایت از شبکه‌های اطلاعاتی
  • ایجاد پایگاه‌های محدود در آسیای میانه
  • اعمال فشار اقتصادی و سیاسی
  • و مدیریت مرزهای هوایی افغانستان

اقدام خواهد کرد.

هدف واقعی واشنگتن چیست؟

چند سناریو مطرح است:

سناریوی اول: مهار تروریزم برای جلوگیری از حملات فرامرزی

اگر القاعده یا داعش-K توان عملیاتی بین‌المللی پیدا کنند، آمریکا مجبور به اقدام خواهد شد.

سناریوی دوم: بازگشت محدود برای کنترل رقابت چین و روسیه

آمریکا نمی‌خواهد چین از افغانستان یک کریدور امن اقتصادی و امنیتی بسازد.

سناریوی سوم: فشار بر طالبان برای تغییر رفتار

واشنگتن می‌داند طالبان تنها در برابر فشار امنیتی یا تهدید بین‌المللی رفتار خود را تغییر می‌دهد.

و اما نتیجه

آنچه امروز در واشنگتن جریان دارد، نه یک تصمیم قطعی برای لشکرکشی دوباره، بلکه یک زمینه‌سازی ذهنی، حقوقی و رسانه‌ای برای هرگونه اقدام آینده است.

زمانی که وزارت امنیت آمریکا فهرست مجرمان افغان را منتشر می‌کند، و هم‌زمان گزارش‌های امنیتی از احیای القاعده برجسته می‌شود، این تنها یک هشدار امنیتی نیست، بلکه یک پیام سیاسی است:

افغانستان دوباره وارد صفحه اول سیاست خارجی ایالات متحده شده است.

آمریکا ممکن است برنگردد، اما اگر تصمیم به بازگشت بگیرد—حتی یک بازگشت محدود و سایه‌ای—افکار عمومی از همین امروز برای آن آماده می‌شود