از دهلی تا اسلامآباد؛ منطقهای در چرخۀ انفجار سیاست
۲۰ عقرب ۱۴۰۴
- چگونه دو شهرِ بزرگِ جنوب آسیا در دو روز، صدای خشونت را بلند کردند
در کمتر از ۲۴ ساعت، دو انفجار بزرگ وضعیت امنیتی و سیاسی جنوب آسیا را به لرزه درآورد؛ یکی در پایتخت هند، دهلی؛ دیگری در پایتخت پاکستان، اسلامآباد.
در حالی که هر کشور به دنبال پاسخ میگردد، افغانستان — همسایه و قربانی سابق این نزاعها — در معرض خطر گزینه شدن و تبدیل شدن به میدان عبور و تحرک نیروهای خشونتآمیز است.
انفجار دهلی؛ نمادی از آسیبپذیری بزرگ
انفجار خودرو در نزدیکی قلعه سرخ دهلی، که حداقل ۸ نفر کشته و بیش از ۱۵ نفر زخمی بر جای گذاشت، پایانی بود بر حاشیه امنی که پایتخت هند مدعی بود دارد.
تحقیقات اولیه از ارتباط با ماژول تروریستی در کشمیر و خرید خودروی منفجرشده از منطقهای متصل به این گروهها حکایت دارند.
این یعنی: کاهش فضای امنیتی، افزایش پیچیدگی سیاسی — و آمادهسازی صحنه برای واکنشهای سیاسی و نظامی.
انفجار اسلامآباد؛ واکنشی خام یا آغاز جنگی تازه؟
در اسلامآباد نیز انفجاری بیرون داد که گفته شده است عامل آن انتحاری بوده و حداقل ۱۲ نفر کشته و ۲۷ نفر زخمی شدند.
در نزدیکی ساختمان دادگاه، جایی که جمعیت متحرک زیاد بود، این حمله نه فقط بهعنوان عمل تروریستی، بلکه بهعنوان پیام امنیتی به حکومت پاکستان نیز تعبیر شده است: «ما هنوز اینجا هستیم، ما توانیم ضربه بزنیم».
همزمان، اختلافات پاکستان با افغانستان نیز در زمینه امنیت مرزی و پناهگاه گروههای مسلح، همچنان بحرانی است.
نقش افغانستان؛ قربانی یا شریک در این بازی خطرناک؟
افغانستان، با توجه به موقعیت ژئوپولیتیکیاش، دوباره در معرض تبدیل شدن به نقطهٔ عبور، تمرکز و تأثیرگذاری تروریستی قرار دارد. وقتی دهلی منفجر میشود و اسلامآباد واکنش میدهد، افغانستان میتواند راهِ عبور افراد، سلاح یا تفکر رادیکال برای این مناطق باشد.
اگر پاکستان بخواهد فشار بر طالبان و گروههای مرزی را افزایش دهد، احتمالاً خاک افغانستان تبدیل خواهد شد به منطقه برخورد یا تضاد بین دهلی و اسلامآباد. این وضعیت خطرناکی برای ثبات، مردم و امنیت افغانستان است.
پیامدهای فوری برای منطقه، مخصوصاً افغانستان
پاکستان ممکن است با استفاده از ادعای “پناهگاه گروههای مسلح در افغانستان”، بر فشار خود افزایش دهد.
هند ممکن است بهعنوان پاسخ، در مرزهای کشمیر یا در عرصهٔ دیپلماسی، واکنش ارائه دهد، و افغانستان بهعنوان واسطه یا میدانی واسط مطرح شود.
امنیت و ثبات افغانستان، که از سالها جنگ و بحران آسیب دیده، بیش از پیش در معرض تاثیرِ بیثباتی منطقهای خواهد بود.
جامعه بینالمللی باید مراقب باشد که بحران افغانستان بار دیگر به کانون بازیهای قدرتهای منطقهای تبدیل نشود، نه به نقطهٔ بهبود.
نتیجه؛ منطقهٔ شعلهور و افغانستان در آستانۀ خطر
دو انفجار اخیر فقط حادثه نبودند — هشدار بودند. هشدار به سیاستمداران، به نخبگان امنیتی و به کشورهای همسایه که آتش امروز، ممکن است فردا سوزانندهترین باشد.
افغانستان نباید تنها نظارهگر باشد؛ باید فعال شود، گفتگوهای صلح را تقویت کند، پشتمرزیها را کاهش دهد و برای نقشِ فعال در امنیت منطقه اقدام کند. اگر نه، در این بازی تروریستی و ژئوپولیتیکی، قربانی اصلی خواهد بود.