اشراف فرهاد دریا

دریای‌که به‌جوی گنجید ـ آهنگِ کروناییِ فرهاد دریا غوغا به‌پا کرد

۱۳ حمل ۱۳۹۹

فرصت های نا برابر فرهنگی در موسیقی و شعر!

قطعه موسیقی پایین که تلفیقی از آثار چند هنرمند برجسته دوران طلایی موسیقی افغانستان است را بشنوید و در ذهنِ خودتان حلاجی کنید که این هنرمندان چه چیزی نسبت به فرهاد دریا کم داشتند یا دارند که مورد بی‌مهری سیستماتیک حکومت ها قرار گرفته اند؟

نویسنده: شفق سیه پوش

در این پارچه هنرِ هنرمندانی چون وحید قاسمی، اسد بدیع، فرید رستگار، احسان امان، خانم وجیهه، امیر جان صبوری را کنار هم قرار دادم.‌
البته می شد که صدای هنرمندان دیگر چون احمدولی، فواد رامز، حیدر سلیم، ظاهر هویدا و… را هم کنار هم قرار بدهم، اما به دلیل کمبود زمان امکانش نیست.‌

هنرمندان این پارچه تقریبا همگی دارای یک سبک و راه مشخص خودشان هستند. در حالی‌که آقای فرهاد دریا طی ۲۰ سال آخر از این‌شاخه به آن پریده است
گاه تلفیقی می‌خواند، گاه راک، گاه سبک هندی، گاه پاپ و…
اما حقیقت ماجرا این است که پس شهادت شادروان قهار عاصی فرهاد دریا هم تمام شد و این تمام شدن او را چنان کلافی در خودش پیچید.
دریا با علم بر اینکه می‌دانست و داند مولف نیست عامه پسند و تبلیغاتی و برای در آوردن پول می‌خواند، همین مورد هم سبب می شود تا از بستر نابرابری فرهنگی بیشترین‌ سود را ببرد و در تفاهم با سمیع حامد ترانه سرای عامه پسند، مشترک کار کند. حامد فردی‌ست ابن‌الوقت و سود جو که جز به بیزینس اش به چیز نمی اندیشد.

بستر نا برابر فرهنگی همیشه باعث به وجود آمدن مافیای فرهنگی می شود، مافیایی که ۲۴ ساعته فرهاد دریا و سمیع حامد را فربه می کند و چون ” آقا توفیق سیبیلو” همه جا و در هر شرایطی آنها را به مشتریان ” شنوندگان” تحمیل ‌می‌کند.
در طنز نویسنده ترکیه ای ” عزیز نسین” محصول شوینده آقا توفیق را آنقدر تبلیغ می کنند که روای هیچ راه گریزی ندارد، راوی وقتی خانه می‌رود که مادرش بخاطر تنگی نفس دو قاشق غذا خوری مواد شوینده مارکِ توفیق را داخل آب می ریزد و سر می کشد تا تنگی نفس او را درمان کند.
وقتی به کوچه می‌رود با تعجب می‌بیند روی زخم پای کودک که به شدت از آن خون جاریست دو قاشق مواد شوینده آقا توفیق می ریزند تا زخم بهبود پیدا کند و…‌
خلاصه آقا توفیق در آشپزخانه است
در دکان است، در خانه و اتاق خواب حتی در توالت است.
عزیز نسین می خواهد بگوید: تبلیغات پیوسته انسان های یک محله، یک ولایت و یک کشور را می تواند شستشوی مغزی بدهد.‌
تبلیغات آنقدر نقش دارد که در زمان هیتلر مردمی که به جمهوری رای دادند در نهایت به آن‌ها گفت شد: هیتلر صاحب جان، مال، زن، کودک و خلاصه همه چیز شماست‌. هیچ کسی اعتراضی نکرد تا فاجعه بزرگ انسانی را رقم زد.

همین تبلیغات است که فرهاد دریا و سمیع را در ذهن شنونده افغانستانی قهرمان ساخته است و این تبلیغات را حکومت هدایت می کند چون به آنها نیاز دارد.
کسی که دو روز موسیقی کار کرده باشد و کمی هم خوانده باشد این را می داند که موسیقی افغانستان موسیقی ” ملودیک” است نه سمفونیک.
موسیقی سمفونیک از غرب می آید، ولی موسیقی ما موسیقی گوشی‌ست با نوای خوش و ترکیب خوش آوا،
شما کار های چند سال آخر آقای دریا را بشنوید پی‌گیری کنید انگار ایشان در میان هرج و مرج درونی بسر می‌برند که حاصل اش می شود آهنگ ” کرونا”.
بعد از قهار عاصی از پنج کار ماندگار دریا نام ببرید؟

سمیع حامد هم حاصل تبیلغات است تا پشت کار و هنرش.
چرا در این جامعه واصف باختری مطرح نیست؟
چرا افسر رهبین را کسی یاد نمی‌کند؟
چرا استاد ضیا رفعت را کسی پیوسته پروژه نمی‌دهد؟
چرا کسی از شادروان عفیف باختری یاد نمی‌کرد و به او پروژه ای نمی‌داد؟
و…

وقتی هم تیمی های حامد و دریا مطرح می کنند: زمینه برای همه فراهم است کسی کاری نمی کند.

سوال اینجاست که این زمینه در کجا مهیاست؟
وقتی می گویند: در افغانستان کسی ترانه ای برای کودک و… نمی گوید و فقط حامد کار می کند.
می پرسم: آیا فقط از همین جوانان هرات هم‌مرز ایران سد ترانه و شعر جمع کردند؟ جای خوانده شد که ترانه نبودند؟
وقتی زمینه با مافیایی بازی فقط برای یک نفر دو یا یک گروهک مهیاست دیگران چگونه رشد کنند؟
وقتی به خاطر پول ادبیات فارسی را به ” بیرونا” تقلیل می‌دهید، رسالت شاعر و خوانند برای پالایش زبان فارسی چه می شود؟
اول می گویند: ترانه است.
بعد می گویند: تصنیف است.
وقتی دیدند خرابی زیاد شد می گویند: تبلیغ است.

ده ها پروژه در اختیار فرهاد دریا قرار گرفت.‌
چند پروژه را به اسد بدیع دادند؟
چند پروژه در اختیار امیر جان صبوری قرار دادند؟
چند پروژه فرهنگی به فرید رستگار دادند؟
چند پروژه فرهنگی را به وحید قاسمی دادند؟

تبلیغات خطی حکومتی که امروز برای
سمیع حامد
فرهاد دریا
آریانا سعید
می شود بی سابقه و بی پیشنه است
همین تبلیغات از پهلوان پنبه ها رستم داستان ساخته است…

برای فرهنگیان مستقل نویستدگان، شاعران، خوانندگان
رسالتی بزرگ‌تر از این نیست که در مقابل این بی عدالتی صدای خود را بُلند کنند.
اگر این باند بازی ها چون ۲۰ سال گذشته ادامه پیدا کند شک نکنید هزاران استعداد دیگر چون ۲۰ سال گذشته زیر دست و پای مافیا فرهنگی نابود خواهند شد.

با حرمت