Site Default
آیا زندگی ارزش زیستن را دارد؟
۷ جوزا ۱۴۰۵
دیروز چند سطر در ستایش صادق هدایت نوشتم. اینکه هدایت چنانکه در نوشتن جسارت کرد، در خودکشی هم چنین جسارت کرد. تعداد از دوستان ابراز نظر کردند و هر یک
مزاری؛ شورش حاشیه علیه مرکز
۵ جوزا ۱۴۰۵
اسلاوی ژیژک: «بزرگترین خشونت، آنجاست که گروهی از انسانها حتی حقِ روایتِ رنجِ خود را نیز نداشته باشند.» رهبران، بزرگ فقط با گلوله کشته یا ختم نمیشوند؛ بسیاری از آنان
چند ثانیه تا ۸صبح
۲ جوزا ۱۴۰۵
رسانه در جهان مدرن دیگر فقط ابزار انتقال خبر نیست؛ رسانه تبدیل به مهمترین کارخانهی تولیدِ معنا، ترس، امید، نفرت و حقیقت شده است. اگر در گذشته مسجد تعیین میکرد
وقتی سخنگفتن مرزبندی میشود
۳۱ ثور ۱۴۰۵
وقتیکه حرف از اقتصاد، اجتماع، سیاست، حقوق بشر، دموکراسی، چپ و راست است. وقتیکه حرف از جنگ، کودککشی، اعدام، تیرباران و شلاق است. خلاصه وقتیکه حرف از کشتار و ویرانی
از دیورند تا هزارستان؛ کالبدشکافیِ تجزیهخواهی در افغانستان
۲۹ ثور ۱۴۰۵
افغانستان امروز فقط در بحران اقتصادی و امنیتی نیست؛ در بحرانِ «تصورِ مشترک» نیز فرو رفته است. بحران اصلی این نیست که چه کسی حکومت میکند؛ بحران این است که
هزارهها میرقصند، اما دیگران تاریخ را مینویسند
۲۷ ثور ۱۴۰۵
رقص؛ زبانِ بدن، اراده قدرت و حافظه ملتها از آیینهای باستانی تا پِشپوی هزاره ها نیچه: «من فقط به خدایی ایمان دارم که بتواند برقصد.» در تاریخ بشر، کمتر چیزی
روز فرهنگ هزاره؛ جشن هویت یا فستیوالِ بیقدرتی؟
۲۲ ثور ۱۴۰۵
نیچه: «فرهنگی که نتواند قدرت بیافریند دیر یا زود به تزئینی برای قدرتمندان تبدیل میگردد.» هزارهها زمانی «صاحب فرهنگ» میشوند که یک شنگ بولانی در معادلات کلان قدرت حساب شوند؛
داوود به مثابه تریاک؛ زیبایی درد یا اعتیاد به اندوه
۹ ثور ۱۴۰۵
معمولاً من یکی وقتی هوس شنیدن موسیقی میکنم، بیشتر سراغ کارهای هندیها میروم. البته بسته به جو ذهنیام، گهگاهی آهنگ افغانی هم گوش میدهم—آنهم چند قطعه دانهدرشت از خدابیامرز اولمیر،
وقتی جنگ عادی میشود؛ ابتذال قدرت در مثلث تهران–واشنگتن–تلآویو
۱۱ حوت ۱۴۰۴
رافیا زکریا در مقالهی «ابتذال ترامپ» کوشید از مفهوم مشهور هانا آرنت، «ابتذال شر»، برای فهم پدیدهای استفاده کند که بسیاری آن را صرفاً یک انحراف سیاسی میدانستند. آرنت در
سه خدا، سه روایت، یک فاجعه
۱۸ دلو ۱۴۰۴
آنچه امروز میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده میگذرد، اگر صرفاً به زبان ژئوپولیتیک، امنیت یا منافع ملی ترجمه شود، همیشه چیزی از دست میرود. زیرِ پوستِ این نزاعها، جنگی