اجتماعی و فرهنگی
وقتی سخنگفتن مرزبندی میشود
۳۱ ثور ۱۴۰۵
وقتیکه حرف از اقتصاد، اجتماع، سیاست، حقوق بشر، دموکراسی، چپ و راست است. وقتیکه حرف از جنگ، کودککشی، اعدام، تیرباران و شلاق است. خلاصه وقتیکه حرف از کشتار و ویرانی
روز فرهنگ هزاره؛ جشن هویت یا فستیوالِ بیقدرتی؟
۲۲ ثور ۱۴۰۵
نیچه: «فرهنگی که نتواند قدرت بیافریند دیر یا زود به تزئینی برای قدرتمندان تبدیل میگردد.» هزارهها زمانی «صاحب فرهنگ» میشوند که یک شنگ بولانی در معادلات کلان قدرت حساب شوند؛
داوود به مثابه تریاک؛ زیبایی درد یا اعتیاد به اندوه
۹ ثور ۱۴۰۵
معمولاً من یکی وقتی هوس شنیدن موسیقی میکنم، بیشتر سراغ کارهای هندیها میروم. البته بسته به جو ذهنیام، گهگاهی آهنگ افغانی هم گوش میدهم—آنهم چند قطعه دانهدرشت از خدابیامرز اولمیر،
در آینۀ نقد؛ بررسی کتاب «رسمورواجها و آیینهای مردم مناطق مرکزی افغانستان در آینۀ نقد»
۱۱ دلو ۱۴۰۴
در آینۀ نقد؛ بررسی کتاب «رسمورواجها و آیینهای مردم مناطق مرکزی افغانستان در آینۀ نقد» نویسنده: ا. پورپامی ردفر درامد برادر گرامیام، دکتر علیظفر یوسفی، رسالهای در نقد و بررسی
تماس تیلیفونی با یک دختر، جان یک پسر را گرفت
۱۲ میزان ۱۴۰۴
منابع محلی در سرپل میگویند که یک پسر جوان در ولسوالی سانچارک این ولایت به اتهام ارتباط تلفنی با یک دختر، به ضرب چاقو به قتل رسیده است. بهگفتهی منابع،
نظریهی دریافت و نظریهی خوانندهمدار
۱ میزان ۱۴۰۲
«متون ادبی در قفسههای کتاب وجود ندارند؛ بلکه طی فرایندهای خواندن فقط در تجربهی خواننده مادیت مییابند. برای وقوع ادبیات، وجود خواننده درست به اندازهی وجود مولف حیاتی است». «خواننده
مکثی بر کتاب در ازدحام تنهایی
۲۹ سنبله ۱۴۰۲
نویسنده: ملک آریایی عالمپور عالمی، شاعر شوخ طبع، شیرینزبان، ریزبین و ژرفاندیش است؛ این نکات در تازهترین اثر وی «در ازدحام تنهایی» به خوبی نمایان است. «در ازدحام تنهایی» بیشتر
تازهگیهای مجموعهی شعری «در از دحام تنهایی»
۲۵ سنبله ۱۴۰۲
نویسنده:شیون شرق «در از دحام تنهایی» دفتر شعری عالمپور عالمی استکه بهتازگی در ۱۵۰ برگه، ۵۰۰ نسخه، از نشان انتشارات مادر جامهی چاپ بهتن کرد. این مجموعه نخستین دفتر شعری
صدای مسعود
۲۱ سنبله ۱۴۰۲
صدای مسعود صدای شب را میشنوم، صدای خفگی را، صدای اسارت را، صدای تقلا برای رها شدن را. در گوشهای اتاق نشستهام، در دل شب، کنار او، کنار شب، کنار
هرمس و مریم
۲۵ سرطان ۱۴۰۲
چاشتِ روز بود هرمس به پلوان زمین مریم میگذشت و دستان مریم مصروف خیشاوه بود. حالت هرمس ژولیده بود، سیگار باریکی که ازش دود به هوا میرفت در دهن داشت،